مجلهی شعر و مجلهی شعر
حالای مجلهی شعر
این سطرها را مینوشتم تا خودم یادِ خودم بماند. حالا که یادم را میخوانم، خودم را لابلای این سطرها دوباره جا میگذارم.
«گاهی اوقات، در مقابل برخی حوادث، میدانیم که باید سرپیچی کنیم. سرپیچی مطلق و قاطع است… آنهایی که سرپیچی میکنند و قدرت این سرپیچی آنها را بهم پیوند داده میدانند که هنوز با یکدیگر نیستند. زمان لازم برای آنکه بتوانند حرکت گروهی خود را تثبیت کنند، از آنها سلب شده است. آنچه برایشان باقی میماند، یک سرپیچی سازش ناپذیر است، دوستی با یک نهی قطعی، یک نهی تزلزل ناپذیر و دقیق که آنها را متحد و همبسته میکند.»

اینطور بگویم، بیتواضع، بیتعارف. ما چیزی را نوشتیم که نانوشته بود، چیزی که از نوشته، نانوشته مانده بود. روزی که شبی بود، شهریار کاتبان برایم سطرهای نانوشتهای را میخواند که از جنسِ ادبیاتِ مرگیده و تکیدهی فارسی، از تخیلهای درمانده و واماندهی ایرانی نبود. چیزی بود که نبود. چیزی که تا آن وقت نبود. و [...]

«همانطوریکه که قبل از ظهور زمینلرزه و پیش از آنکه کوهی آتشفشان کند آثاری ظاهر میشود که دلالت بر نزدیک بودن این وقایع و حوادث دارد، ظهور وغوغ ساهاب را هم میتوان دال بر انقلاب ادبی جدیتر دانست.»
کاغذ از لوزان
حالا به کجای این ادبیات فکری کنیم؟
با توام!
به انضباطاش، که ادبیات را مطلقا” منزٌه، منظم میکند؟ [...]

آنکه به دنیا آمده تا هیچ برهم نزند، نه لایقِ احترام است نه شایستهی شکیبایی
رُنه شار
در ادبیات، در تاریخِ ادبیات، چیزی بنام عدالت وجود دارد که اگر حرکتی عادلانه آن را ظاهر کند، نمیتوان ریختاش را بیریخت کرد. عدالت تجزیه نمیشود، تجربه میشود: غیرقابل تخریب است، خرابت میکند اگر دراین خرابکاری دستی داشته باشی.

همزمان با یکصدمین سال تولد موریس بلانشو، قصهی «جنون روز» با مقدمه و ترجمهی پرهام شهرجردی توسط انتشارات ویستار در تهران منتشر شد.
در مقدمهی کتاب زیر عنوان موریس بلانشو، همراه ناپیدا میخوانیم:
حکایت هم چنان که شکل میگیرد، از شکل میافتد، هم چنان که نوشته میشود، محو میشود، و این گویا یکی از افشاگریهای اتوبیوگرافی [...]

از ۲۶ تا ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۸ کنگرهای توسط «اوروزین»، برپا شد که به بررسی چندزبانیت، کارکرد شبکهها و … اختصاص داشت. به همین مناسبت نشریهای زیرعنوان «کلمات متاقطع» بصورت مکتوب منتشر شد. در «کلمات متقاطع» نویسندگان، فیلسوفان و منتقدان به مسالهی چند زبانیت، نحوهی شکلگیری مجامع در اروپا (مجامع ادبی، فلسفی، هنری، …)، مرزهای زبانی، [...]