شعر و صدای آتوسا قدیمی

اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۱

و بیمار که زمان را در بخش ِ دیگری بستری کرده بود
نگاهِ واگیرداری داشت
که از مراقبت‌های ویژه می‌ترسید
پرستار می‌پرسید
همراهِ این متن کجاست؟
من داشتم جای سطر‌ها را عوض می‌کردم
و یکی داشت پرستار را خبر می‌کرد
که می‌دانست
شرایطِ شاعر همیشه بحرانی‌ست

شعر, شنیداری [ادامه مطلب]

مدرسه جلقی‌ها | قاسم کشکولی

اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۱

محمدی و انتظاری، تندی از لای نیمکت بیرون می‌آیند. محمدی، بلدزر مدرسه، به طرف در می‌رود و کشیک می‌ایستد و انتظاری پشت میز معلم می‌نشیند. انتظاری به محض نشستن، با آستین دست ِ راستش، مه روی شیشه‌ی پنجره را پاک می‌کند و می‌بیند که آقای اخلاقی، ناظم ریز نقش مدرسه، با عمه‌ی عبدالهی، که برای موجهه کردن غیبت او به مدرسه آمده، خداحافظی می‌کند و مستقیم به طرف مستراح می‌رود. انتظاری بار‌ها از پشت شیشه‌ی پنجره‌ی کلاس دیده بود که هر وقت آقای اخلاقی با عمه عبدالهی، که زیاد برای توجیح غیبت‌های مکررش به مدرسه می‌آید، خداحافظی می‌کند مستقیم به مستراح می‌رود. عمه‌ی عبدالهی، تنها کسی است که آقای ناظم به خاطرش از دفتر خارج و تا حیاط و حتی تا بیرون مدرسه، بدرقه‌اش می‌کند.

ادبیات, داستان [ادامه مطلب]

همایش ادمون ژابس | کتاب‌خانه‌ی ملّی فرانسه | ۱۱ می ۲۰۱۲

اردیبهشت ۰۵, ۱۳۹۱

ادمون ژابس، در سال ۱۹۱۲ متولد شد. تبعید شد. به زبان فرانسه نوشت. مشغله‌اش خودِ کتاب بود. امسال، یک‌صدمین سال تولّد اوست. به همین مناسبت، کتاب‌خانه‌ی ملّی‌ی فرانسه و اورل کرسون (نوه‌ی ژابس) همایشی را در ۱۱ می ۲۰۱۲ برگزار می‌کنند.

ادبیات, سخنرانی, شعر [ادامه مطلب]

فرشته‌های کاغذی | شماره‌ی سوم | اردی‌بهشت ۱۳۹۱

اردیبهشت ۰۴, ۱۳۹۱

فرشته‌های کاغذی مجله‌ای الکترونیکی‌ست. دو ماه‌نامه‌ است. سردبیری‌ی این نشریه برعهده‌ی ساموئل کابلی‌ست. به تازه‌گی سومین شماره‌ی این مجله منتشر شده است.

ادبیات, شعر, نشریات [ادامه مطلب]

مانیفست شعر پولورال | آیدین ضیایی

فروردین ۳۱, ۱۳۹۱

این لحظه‌ی خروج از بحران است! بحرانی که مدام حاضر می‌شود و با انکارش، دوباره غایب می شود. ولی این انکار صوری و این تظاهر به نبودن، نه به معنای گذر از بحران که حذف صورت مساله است. از بحران نگفتن به مثابه نبود بحران!

مقاله, نقد, نویسش [ادامه مطلب]

دو شعر از امیرحسین افراسیابی

فروردین ۲۸, ۱۳۹۱

بعد از ظهر روزی از یک شنبه
یکی از ما نقش قربانی را تمام کند
وگرنه این نقاشی ِ ناتمام به حراجمان خواهد رفت

شعر [ادامه مطلب]

«جنون روز»؛ روایت شیزوفرنیک فروپاشی «من» مدرن به سوی پسامدرن | جعفر بزرگ امین

فروردین ۲۴, ۱۳۹۱

تغییر راوی در خلال فروپاشی شخصیت و هویت سوژه و خرد شدن آن به طیفهای شخصیتی که شیزوفزنیزم روایت را هم به دنبال دارد فضایی پلی فونیک به رمان بخشیده است. این عبور زیگزاگ وار از فضایی به فضای دیگر، از لابیرنت حسی و اندیشگی به لابیرنت دیگر خواننده را دچار حیرت و پارادوکسی می‌کند که خویشتن خویش را در منهای دیگر و در رابطه با دیگری باز یابد. اما ویژگی برجسته رمان جنون روز پیوند ساختاری و ارگانیک شعر و نثر است که بافت رمان را از خشکی و انشایی دور ساخته است. گزاره‌های شاعرانه در لابلای دیگر گزاره‌ها آنچنان ماهرانه و طبیعی گنجانده شده‌اند که لذت متنی مضاعفی القاء می‌کنند.

مقاله, نقد [ادامه مطلب]

جامعه‌ی نمایش | پرهام شهرجردی

فروردین ۲۰, ۱۳۹۱

«جامعه‌ی نمایش» را در آبان‌ماه ۱۳۸۲ نوشتم. نوبل صلح به شیرین عبادی رسیده بود. هرکس به دلیلی خوش‌حالی می‌کرد. در هر اتفاقی که می‌افتد – مثلن در یک شوق جمعی – این خطر وجود دارد که چیزهایی از نظر پنهان بماند. ابعادی در نظر گرفته نشود. وضعیت اغراق آمیز شود. همه‌چیز با غلو، با بزرگ‌نمایی عرضه شود. درین میان، کسی که با فکر سر و کار دارد، چه می‌تواند بکند؟ همین جاهاست که این سوآل مطرح می‌شود: وظیفه‌ی روشن‌فکر چیست؟ مسلمن وظیفه‌ی متفکر این نبوده، این نیست و این نخواهد بود که ابعاد مختلف اتفاق را پنهان کند، فکر را با ذوق زده‌گی اشتباه بگیرد، خود و فکر و اندیشه‌اش را یک‌جا از دست بدهد و در لحظات حساس و سرنوشت‌ساز، جمع و جمعیت را هرچه بیش‌تر، هرچه بهتر، از هر وجه فکری، انتقادی و ریشه‌ای خلع سلاح کند.

ادبیات, مقاله [ادامه مطلب]

سَـنَماع | امیررضا پدرام‌یار

فروردین ۱۷, ۱۳۹۱

کلید اسپیس چقدر غمگین است… کلید اسپیس چقدر تنهاست و چقدر نامرد که من و تو را از حرفِ ربط جدا کند.

شعر [ادامه مطلب]

شعر ایوب عبدل

فروردین ۱۲, ۱۳۹۱

شبیه شوخیِ زیبایی
در آغوشِ تو
از آلتِ خویش بریدم
و در مرزِ غرق شدن در زنی که درونم سوخت
مردانه مردانگیی را
بوسیدم و
به تو بخشیدم.

شعر [ادامه مطلب]