هر حرف را، هر الف و هر با را، همه را، تجربه کردن. ادب و بیات و بیان را، تجربه کردن. به سمتِ ناشناخته شتافتن: نهراسیدن. ترکیب را دیدن، گرفتن، نگاشتن. با ترکیب، در ترکیب – بی ترکیب – چرخیدن و چرخاندن. ادبیات را تجربه خواستن: تجربهای مطلق خواستن. این وبلاگ به راه افتاده تا [...]
سفید ِ کاغذم را با دیگر ِ چشم می گرفتم، چشمی که بر کاغذم مینوشت…. سنگ ِ نانوشته، نوشته را پس میزد. این جا پس ِ نوشته بود: جایی که نوشت، مینمینوشت این سنگ، نه مرگ ِ مرگ، که مرگ ِ نوشته بود. نوشتهی مرگی نانوشتنی. نانوشته بر سنگ، جا مانده در پس [...]
کجا نشستن، کجا ایستاده نشستن، کجای نشستن، کجای نشست – تن، کجا ایستا-تن، ایستایی که نشسته میایستد، بر چه نشستن؟ با چه بر چه نشستن، و از نشستن، برخاستن. برخاست تن، و خواستهای تن، و بر خواست ِ تن، نشستن، نشاندن ِ تن، در مقابل ِ تن نشستن، در مقابل ِ تن ایستادن، خروار [...]
متنی که روبهروست، دربرابر ِ متن نیست، بیرون از متن نیست. نوشتهای است که با کلمههایش. کلمه به کلمه، متن است، کلمه به کلمهی متن است. عکس است ؟ عکسی است که متن میشود، عکسی است که در متن میآید و متونی را باز میکند. این عکس متنی دارد، که باید در متناش – یعنی [...]
نا ادبیات: نهی از معروف ادبیات؟ ادب؟ تأدیب؟ مودب؟ ادبیات را فراموش کنیم. دنبال یک ناادبیات باشیم. بیایید قدیم را تازه کنیم. نو ادبیاتی بسازیم که مثل ادبیات نباشد، بر ادبیات باشد، زیرا این ادبیات، همین ادبیاتی که هست، به انضباطش، که ادبیات را مطلقاً منزّه، منظم میکند؟ به انفعالاش؟ به ماندهگیاش؟ به [...]