وقتی تجربه مینویسد
هر حرف را، هر الف و هر با را، همه را، تجربه کردن. ادب و بیات و بیان را، تجربه کردن. به سمتِ ناشناخته شتافتن: نهراسیدن. ترکیب را دیدن، گرفتن، نگاشتن. با ترکیب، در ترکیب – بی ترکیب – چرخیدن و چرخاندن. ادبیات را تجربه خواستن: تجربهای مطلق خواستن.
این وبلاگ به راه افتاده تا تجربه کند. تا تجربهها را تجربه کند. در هر زبانی، در هر زمانی. در هر تجربهای.
باری، ادبیات را در حالِ تجربه کردن میخواهیم. یعنی تجربهی بدست ناآمده را خواستن، نگاشتن.
مطالب مرتبط
- گذشتههای مجلهی شعر
- زمانِ شکستن، زمان شکستن، شکستِ زمان | موریس بلانشو و پرهام شهرجردی
- برای زندهگیهای بیژن الهی | پرهام شهرجردی
- انتشار کتاب Blanchot Romantique
- انتشار کتاب Blanchot dans son siècle
- مجلهی شعر و مجلهی شعر
- گفتوگو با پرهام شهرجردی
- زبان آنکس که نجات مییابد؛ زبانِ نجات یافته – مقالهای از پرهام شهرجردی
