آرشیو بخش نویسش

رمان‌نامه | قاسم کشکولی

دی ۳۰, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

نویسنده می‌اندیشد.
هیچ داستانی برای گفتن وجود ندارد.
و ملال آغاز می‌شود؛ و چون به تنهایی تحمل این ملال را ندارد از نو به داستان پناه می‌آورد.
من به سادگی می‌توانم ملالم را به شخصیت‌هایم انتقال دهم.
و جستجو را برای پیدا کردن شخصیت‌هایی که پذیرای ملال وی باشند آغازمی کند. اما دیری نمی‌گذرد که درمی یابد : اساسا شخیصت بدون ملال وجود ندارد.
پس از نو به این نتیجه می‌رسد.
هیچ داستانی برای گفتن وجود ندارد.

داستان, نویسش [ادامه مطلب...]

آنتی کنفورمیسم | پرهام شهرجردی

دی ۲۱, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

نشر شعر پاریس منتشر کرد:
آنتی کنفورمیسم | پرهام شهرجردی

ادبیات, نقد, نویسش [ادامه مطلب...]

الهه‌ای با بال‌های طلایی مصرف | فریبا فیاضی

آذر ۰۶, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

نویسنده‌ی این متن در ابتدا به عنوان «یک توضیح ضروری» لازم می‌داند تاکید کند که این متن قصد تبلیغ مصرف افراطی قرص را دارد و تلاشش تنها افشاء برخی واقعیت‌های تاریخی برگرفته از تجربه‌های شخصی نگارنده در مصرف است. من اصراری ندارم انتشار این متن قصد ترویج مصرف را نداشته باشد. اما جذابیت این متن، در قابلیت نقد آن و رد و بدل کردن تجربه‌ی مخاطب‌های مصرف کننده است. انکار نمی‌کنم این متن از بنیان بر هواست و نتیجه‌ی تجربه‌ی چند ساله‌ی مصرف شخصی من است و لزوما نمی تواند هیچ مابه ازا بیرونی و نقطه‌ی مشترکی با دیگر مصرف کنندگان داشته باشد.

ادبیات, نویسش [ادامه مطلب...]

تن زدن به پهلوی مرگ | منصور خورشیدی

شهریور ۱۳, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

نگاهی به کتاب‌های « آن مرگم» و «جنون روز» موریس بلانشو، «مرض مرگ» مارگوریت دوراس و «ماضی‌ی بعید مرگم» پرهام شهرجردی – در خوانش و نویسش پرهام شهرجردی

ادبیات, نقد, نویسش [ادامه مطلب...]

ناممکن | پرهام شهرجردی

شهریور ۰۱, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

ادبیات ناممکن است. ناممکن است که ادبیات است.
چرا؟ چون ادبیات در فرارفتن، از همه چیز پیشی می‌گیرد. جایی هست که ادبیات می‌خواهد از خودش هم جلوتر برود. خودش را پشتِ سر بگذارد. جایی که دیگر نمی‌توان پیش رفت. جایی که پیش-رفتن قابل تصوّر نیست: نمی‌شود ازین جلوتر رفت. نمی‌شود ازین پیش-تر رفت. این جاها را جُستن. دنبالِ این لحظه‌ها بودن. مُدام ناممکن بودن.

ادبیات, خانواده‌ی شعر, مقاله, نقد, نویسش [ادامه مطلب...]

در معرفی ماه‌گل سالمی

اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۰ ۵ دیدگاه توسط

حالا که کار را به این‌جا رساندیم، این را هم اضافه کنیم: هر وقت فراری در کار باشد، فرآیندی هم در کار است. فرار، قلمرو را می‌گشاید. بی‌خود نیست که در فرار، فرا نشسته است. هربار که از تعریف-شده، معلوم، مفروض، مرسوم و مکتوب می‌گریزیم، به چیزی بیش‌تر، به چیزی فراتر از ادبیات پا داده‌ایم. پس با این خیال پا به فرار گذاشتن!

ادبیات, شعر, نویسش [ادامه مطلب...]

تقریبن هیچ | مریم شیخ

اردیبهشت ۰۸, ۱۳۹۰ بدون دیدگاه توسط

گزارش کار روزانه: شکستن شاخ دو غول در بیابان‌های بی آب و علف. بیرون کشیدن یک نوزاد از دهان تمساح. نجات جان یک پیرزن از زیر چرخ‌های گاری در تگزاس. یک عدد انقلاب در تونس. چرب کردن کون خر. کندن چاهی به ارتفاع هزار کیلومتر، جهت استخراج نفت. نجات یازده کارگر شیلیایی گیر افتاده در معدن. اطفاء حریق جنگل‌های گلستان. بیرون کشیدن شنل زورو از لای درب هواپیما. کشتن دو خدای ناتو. سفر به کره‌ی ماه و بازگرداندن دو میمون و یک موش به زمین.

ادبیات, نویسش [ادامه مطلب...]

ماضی‌ی بعیدِ مرگم | پرهام شهرجردی

دی ۱۴, ۱۳۸۹ بدون دیدگاه توسط

و ماضی این گونه حال می‌شود: گاهی با ماضی‌هایم «ور» می روم. به ماضی به خودم دست می‌کشم. به هستِ نیست، من می‌دهم. وقت هایی بین ِ من و متن، وقتی جز رفت، جز رفته نمی‌ماند. و من که به این متن ها گذشته‌ام، در متن‌هایم در -گذشته‌ام.

تازه‌ها, نویسش [ادامه مطلب...]

قیامی که قیامتِ ادبیات فارسی را قیام می‌کند

بهمن ۰۵, ۱۳۸۷ بدون دیدگاه توسط

این‌طور بگویم، بی‌تواضع، بی‌تعارف. ما چیزی را نوشتیم که نانوشته بود، چیزی که از نوشته، نانوشته مانده بود. روزی که شبی بود، شهریار کاتبان برایم سطرهای نانوشته‌ای را می‌خواند که از جنسِ ادبیاتِ مرگیده و تکیده‌ی فارسی، از تخیل‌های درمانده و وامانده‌ی ایرانی نبود. چیزی بود که نبود. چیزی که تا آن وقت نبود. و [...]

نقد, نویسش [ادامه مطلب...]

ادبیاتی که تمام می‌شود

بهمن ۰۵, ۱۳۸۷ بدون دیدگاه توسط

«همانطوریکه که قبل از ظهور زمین‌لرزه و پیش از آنکه کوهی آتشفشان کند آثاری ظاهر می‌شود که دلالت بر نزدیک بودن این وقایع و حوادث دارد، ظهور وغ‌وغ ساهاب را هم میتوان دال بر انقلاب ادبی جدی‌تر دانست.» کاغذ از لوزان حالا به کجای این ادبیات فکری کنیم؟ با توام! به انضباط‌اش، که ادبیات را [...]

نقد, نویسش [ادامه مطلب...]