زمانِ شکستن، زمان شکستن، شکستِ زمان | موریس بلانشو و پرهام شهرجردی
هر وقت حرکتِ نیروها به شکستن میل کند، انقلاب به عنوانِ یک ممکن تظاهر میکند، یک ممکن غیر انتزاعی، که به طور تاریخی و عینی ظهور میکند، درین لحظات است که انقلاب اتفاق میافتد. تنها وجهِ حضور انقلاب، امکان واقعیی آن است. آن وقت، توقف و تعلیق است. درین توقف، جامعه از هر سو گشوده میشود. قانون فرو میریزد. تخطی و سرپیچی به انجام میرسد: لحظهای معصومیت؛ تاریخ از حرکت میافتد.















