دو شعر از فریبا فیاضی

خرداد ۲۱, ۱۳۹۰

از همیشه نبودن دل درد بگیرم اشک بریزم دور چشم‌هایم چروک بردارد موهایم لای رنگ قهوه‌ای بسوزد تا تو

شعر [ادامه مطلب]

من هیچ کاره‌ام: یعنی که شاعرم. گیرم از این کنایه هم هیچ نفهمید | سمانه مرادیانی

خرداد ۱۳, ۱۳۹۰

گاومان نزایید
از ترس درد البته
گاو ما محتاط بود و معتاد هم و از کره‌گی دم نداشت

شعر [ادامه مطلب]

«عطف» در جشنواره‌ی MigrActions

خرداد ۰۹, ۱۳۹۰

عطف با بهاره افقهی، نازلی حقانی پرست، ماه‌گل سالمی، نوال شریفی، شورا متعبد و پرهام شهرجردی، خودش را متن می‌خواهد و از خودش متن می‌گیرد. متنی که می‌آید و فرار را هر روز، بی‌قرارتر از هر روز می‌کند.

شعر [ادامه مطلب]

دو شعر از سولماز بهگام

خرداد ۰۵, ۱۳۹۰

بوداترین پیامبر معاصر
بیا بکش شمشیر روی کشمیر تنم
خطّاطی کن آیه‌هایت را روی بدنم
تا بنفش‌ترین جیغ‌هایم را
نعره بزنم تا مغز استخوانت
سقوط کنم
توی آفریقای دلت

شعر [ادامه مطلب]

در معرفی ماه‌گل سالمی

اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۰

حالا که کار را به این‌جا رساندیم، این را هم اضافه کنیم: هر وقت فراری در کار باشد، فرآیندی هم در کار است. فرار، قلمرو را می‌گشاید. بی‌خود نیست که در فرار، فرا نشسته است. هربار که از تعریف-شده، معلوم، مفروض، مرسوم و مکتوب می‌گریزیم، به چیزی بیش‌تر، به چیزی فراتر از ادبیات پا داده‌ایم. پس با این خیال پا به فرار گذاشتن!

ادبیات, شعر, نویسش [ادامه مطلب]

گذشته‌های مجله‌ی شعر

اردیبهشت ۰۹, ۱۳۹۰

آرشیو حرفِ کمی نیست. به خصوص برای مجله‌ای از جنسِ مجله‌ی شعر. هم‌زمان که می‌نوشتیم، که می‌نویسیم، آرشیو می‌شدیم، می‌شویم. برای آن‌هایی که می‌خواهند در گذشته‌های مجله‌ی شعر گردش کنند، تک تکِ صفحات را مثلِ همان وقت، مثلِ همین وقت، باز می‌کنیم. دوباره باز می‌کنیم.

ادبیات, سرمقاله, شعر [ادامه مطلب]

تقریبن هیچ | مریم شیخ

اردیبهشت ۰۸, ۱۳۹۰

گزارش کار روزانه: شکستن شاخ دو غول در بیابان‌های بی آب و علف. بیرون کشیدن یک نوزاد از دهان تمساح. نجات جان یک پیرزن از زیر چرخ‌های گاری در تگزاس. یک عدد انقلاب در تونس. چرب کردن کون خر. کندن چاهی به ارتفاع هزار کیلومتر، جهت استخراج نفت. نجات یازده کارگر شیلیایی گیر افتاده در معدن. اطفاء حریق جنگل‌های گلستان. بیرون کشیدن شنل زورو از لای درب هواپیما. کشتن دو خدای ناتو. سفر به کره‌ی ماه و بازگرداندن دو میمون و یک موش به زمین.

ادبیات, نویسش [ادامه مطلب]

در معرفی نوال شریفی

اردیبهشت ۰۶, ۱۳۹۰

نوال شریفی، متولد 1363، دانش‌آموخته‌ی تئاتر از دانشکده‌ی سینما تئاتر دانش‌گاه هنر و دانش‌گاه پاریس 10 نانتر است.
شعرش توان این را دارد که «من» را بی‌فاصله بنویسد. این به چه معناست؟ حس، تجربه، خاطره، آنیّت نگاه، بی آرایش، رها از لفظ‌‌های در لفافه، به کاغذ می‌آید. بینِ این «من» و کاغذ، نوشتار مَفصل است. و گردِ این مفصل لذت فراوان.

شعر [ادامه مطلب]

پیش‌نوشتِ «آنِ مرگم» | پرهام شهرجردی

فروردین ۲۷, ۱۳۹۰

اتفاق افتاده است: پنجاه سال قبل، در طی جنگِ دوم جهانی، بلانشو تا خودِ مرگ می‌رود، اما نمی‌رود. این «خودِ زنده‌گی‌نامه» یک‌بار در «جنون روز» نوشتن می‌کند و بعد، «آنِ مرگم» به گذشته‌ی مردی می‌رود که دیگر جوان نیست. اول شخصِ مفرد روایت می‌کند، تکرار می‌کند: «می‌دانم». سوم شخصِ مفرد، مردِ جوان است، مردی که هنوز جوان است. انگار این اول شخص – منِ امروز –، آن سوم شخص – منِ جوانِ دیروز – را می‌نویسد.

ادبیات, نقد [ادامه مطلب]

آنِ مرگم | موریس بلانشو | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

فروردین ۲۷, ۱۳۹۰

انتشارِ کتاب «آنِ مرگم» موریس بلانشو با فارسی‌ی پرهام شهرجردی

ادبیات, نشر پاریس [ادامه مطلب]