کلماتی که زندگی میکنند در مرگ معنا
نیمنگاهی به «جنون روز» نوشته موریس بلانشو و ترجمهی پرهام شهرجردی منصور پویان
نیمنگاهی به «جنون روز» نوشته موریس بلانشو و ترجمهی پرهام شهرجردی منصور پویان

نویسنده میاندیشد.
هیچ داستانی برای گفتن وجود ندارد.
و ملال آغاز میشود؛ و چون به تنهایی تحمل این ملال را ندارد از نو به داستان پناه میآورد.
من به سادگی میتوانم ملالم را به شخصیتهایم انتقال دهم.
و جستجو را برای پیدا کردن شخصیتهایی که پذیرای ملال وی باشند آغازمی کند. اما دیری نمیگذرد که درمی یابد : اساسا شخیصت بدون ملال وجود ندارد.
پس از نو به این نتیجه میرسد.
هیچ داستانی برای گفتن وجود ندارد.

فاطمه رحیمی بالایی دانشجوی دکتری در رشتهی ادبیات نمایشی ست. شاعر است، یعنی قدر کلمه را میداند. از شاعر حرف زدن بیهوده است. پس خودمان را کنار میکشیم و جانبِ شعر را میگیریم. بیست و یک شعری که در پی میآید، معرّف اوست.

اشعار ابول فروشان، پدیدهای است در نظم، حاوی بینشی تازه که واقعیتهای کهنه را به گونهای جدید و ناگهانی بازبینی میکند و واقعیتهای امروز جهان را با جزئیات ذرهایشان به ثبت میرساند. و در این راستا وی دست به کندوکاو چیزهای مأنوسی میزند که از چشم و قلم ما افتادهاست یا ما با آنها خو گرفتهایم و دیگر به تفسیر و تعبیرش نمیپردازیم. فروشان به مقولۀ زبان، رویکردی چندفرهنگی دارد که در اشعار فارسی و انگلیسیاش به یک پیمانه مشاهده میشود.

شماره اول فصلنامهی علمی-تخصصی «مطالعات جـنـسیـت» با موضوع پدیدارشناسی و هرمنوتیکِ جنـسـیـت به صورت الکترونیکی منتشر شد.

معطوف شدن به تجربیات شاعر، در عوض اینکه راه به هستی شناسی [شکست] شعر بگشاید، موقعیتهای دیگری را آشکار میکند، اینکه ما از یک سو پذیرفتهایم که تجربه شاعر تکمیل شده و پایان یافته است و اکنون این تکمیل یافتگی است که به بیان در میآید، و از دیگر سو اینکه، میتوان به قضاوت این تجربه نشست، با این حکم پیشینی که تجربهی بیان شده مشخصاً هیچ محل ارجاعی به جز خود شاعر ندارد.
