قیامی که قیامتِ ادبیات فارسی را قیام میکند
اینطور بگویم، بیتواضع، بیتعارف. ما چیزی را نوشتیم که نانوشته بود، چیزی که از نوشته، نانوشته مانده بود. روزی که شبی بود، شهریار کاتبان برایم سطرهای نانوشتهای را میخواند که از جنسِ ادبیاتِ مرگیده و تکیدهی فارسی، از تخیلهای درمانده و واماندهی ایرانی نبود. چیزی بود که نبود. چیزی که تا آن وقت نبود. و [...]











